تبليغاتX
علمی و سیاسی
افتادگی آموز اگر طالب فضلی..........هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام علیکم

امیدوارم که حالتان خوب باشد خواهشمند هستم نظرات وبلاگ را که تاییدی نیست و کوچکترین تغییری درش اعمال نشده مشاهده نمایید و خود اصلاح طلبان را بشناسید منطق آنها و رویا رویی با سخن حق

را خود از نزدیک  مشاهده کنید.

آقایون می دانید چقدر  قبیح است؟؟ آینه عیب آدم را نشان بدهد و آدمی از این در وارد شود  که آینه  را خورد کند (!!!)

به نظر شما عجیب نیست؟؟  بنده قصد آبرو ریزی برای هیچ بنی بشری را ندارم حتی دشمنانم ،برای همین از گفتن نام این خواهر به اصتلاح محترم صرف نظر می کنم ولی خودتان قضاوت کنید زنی که به این صورت با این لحن تند و بی حیا گونه تند تند سخن پراکنی می کند و تهمت می زند و یک پسر پاک را که جای پسر من است (البته اگر دوسال بعد از بلوغ ازدواج می کردم )

با شعارهای اصلاحات گمراه می کند و آتشش را شعله ور تر می سازد چگونه می تواند مادری دلسوز باشد چگونه می تواند برای شوهرش همسری کند؟؟ آخرلزمان ما زمانی است تشبه النساء بالرجال و آن زمان که زنها خود را همچون مردان در آورند « از لحاظ لباس و آرایش و رفتار و کردار و غیره».

و الرجال بالنساء و آن زمان که مردان خود را همچون زنان در آورند «ظریف و لطیف و ملوس بنمایانند خود را همچون دختران و زنان و همچون آنها لباس و آرایش و رفتار کنند.»

اون روز امروزه!!!!  اون روز امروزه اینها نمی توانند ببینند که یک دکترای مملکت این حقیر خاک پای همه شما  هستم  می گوید امام صادق نمی توانند ببینن یک دکترای مملکت می گوید  قرآن سنت !!!    نمی توانند ببینند که عامیانه سخن می گوید و با شما دوستان راحت هستم حتما باید در بین نوشته هایم از کلمات بسیار پیچیده استفاده کنم که (اون مخاطب بیچاره متوجه نشود بنده چه می گویم ؟) که بگه آهاااا... آقا سواد داره به به ایشان پرفوصورا و خلوفوصورا دارد بروید جمع کنید این مدارکی که ( الان همه کیلویی شده ) دستتان می دهند به عنوان کاغذ پاره دکترا و لیسانس و .... مهم نیست چقدر خواندی مهم این است که چقدر به دانسته خودت عمل کردی مولا علی (ع) فرمودند: بشنو و بفهم و باور کن و بعد به کار ببند

زمان رسول الله این افراد چلغوز وجود داشتند می شنیدند اما  نمی فهمیدند می فهمیدند ولی باور   نمی کردند باور می کردند ولی عمل نمی کردند حتی عمل هم می کردند ولی معتقد به عامل خویش هم نبودند.

شرمنده ات هستیم  قرآن

شرمنده ات هستیم پیامبر

شرمنده ات هستیم  اسلام

شرمنده ات هستیم  امام صادق

شرمنده ات هستیم  حیا فضیلت واقعیت عفاف راستی تقوا ورع

وقتی که کامنت ها را می خوانم واقعا من جای سر پرست این خانم شرم می کنم !

 آدم خوف می کند... کشتی گیر که نیستین؟ خدا رحم کند به فرزندان این خانم مخصوصا مخصوصا اگر دختر باشد.

بنده نمی گویم به رئیس جمهور فعلی هیچ اشکالی وارد  نیست (حقیر هم نقد هایی دارم راجع به ایشون  دارم متاسفانه وقتی دست این حزب به هیچ  ریسمانی بند نیست شروع می کنند به ایرادات     بنی اسرائیلی گرفتن و  همینطور که بعدا ملاحظه می کنید از بنده غلط املایی هم گرفته شده بنده بارها گفتم  وقت انجام امور رایانه ایی را ندارم فقط ۱۵ دقیقه چه طور می توانم هم تایپ کنم هم ویرایش کنم؟ متاسفم که برای نوشته های بر حق هیچ جوابی ندارن ) بگذریم  فقط و فقط معصومین 

بی اشتباه هستند و بس،  ولی خودتان قضاوت کنید! کدام یک کارکردشان بهتر بود حداقل  کدام آبرو ریزی کمتر کردن؟؟؟؟ می رسیم سر همان بحث اول اینها می خواهند آینه را از بین ببرند!!

و زخم خورده انتخابات هستند و مدعی هستن که آراء دستکاری می شود و صندلی های مجلس از قبل رزرو شده اند می بخشید چه کسی رزروشن اش که  بوده؟ لابد( ...........)!!

اسلام سکولار پسند اسلام آمریکا پسند به درد شیطان هم نمی خورد

سخن را کوتاه می کنم چون باید کارهایم را به اتمام برسانم در مدتی که بنده در کشور عزیزمان نیستم

جناب آقای شوشتری و جناب آقای اژدری کارها را ادامه خواهند داد . آقا متین ساغولا اولاسان  البته شاید در آن قاره منحوس وقت کمتری  داشته باشم ولی سعی می کنم به روز رسانی وبلاگ  از آنجا هم انجام شود نمی دانم  ولی خوب همانطور که می دانید اختلاف شب و روز  و ... 

 اگر بنده تندی کردم سخن بدگفتم

مرا حلال کنید  دست تک تک بچه های مومن و با خدا را می بوسم و آماده خدمتگزاري به اسلام عزیز می باشم . و انگل هایی مانند شما نمی توانند در کارم اختلال ایجاد کنند به یاری خدای بزرگ.

والسلام

مهیار زندی فر کیوی

۶/۲/۱۳۸۷

۲۵ آوریل ۲۰۰۸

 

 

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در جمعه ششم اردیبهشت 1387 | موضوع:
اصلاح طلبي يا استحاله طلبي (؟!) 
 
به نام خداوند بخشنده مهربان
(البته مهربان برای کسی که گناهان را از ته قلب ترک نموده و دنبال کلاه شرعی نیست
همینطور کسی که آگاهانه گناه کردن را ترک نموده است)
 

غالب لغت شناسان، اصطلاح "اصلاح" را در معناي "به شايستگي آوردن و کار را بطور صحيح انجام دادن" و در مقابل "افساد" را در مفهوم "کار را خراب و تباه کردن" به کار برده اند؛ اما اين ترجمان هم نتوانسته از بار کلي اين مفهوم بکاهد. زيرا ابهام تازه اي که در معناي اصلاح بوجود مي آيد، آن است که مقصود از "شايستگي" در "به شايستگي آوردن" چيست؟ و يا منظور از "خراب" در معناي افساد چيست؟!

همين ابهام بزرگ در طول تاريخ بشريت، اين فرصت طلايي را براي افراد و تفکرات پليد و شر بوجود آورده که با سوء استفاده از آن، خود را "اصلاح طلب" و يا "مصلح" جا بزنند و "مصلحت" را صرفا در افکار معوج خود معرفي کنند؛ کما اين که پروردگار متعال در آيات 10 و 11 سوره ي بقره درباره ي ادعاي اصلاح طلبي منافقين مي فرمايد:

 

و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون. الا انهم هم المفسدون ولکن لايشعرون.

 

 ((هرگاه به آنان گفته شود در زمين فساد مکنيد، مي گويند ما فقط اصلاحگرانيم. آگاه باشيد که همين ها مفسدند و خود هم به دقت درک نمي کنند.))

 بنابراين يکي از انحرافات مدعيان اصلاحات، سوء استفاده از ابهام در معناي اصلاح طلبي مي باشد. بطوريکه نقل است فرعون که خود مجسمه ي فساد و پلشتي روي زمين بوده است، همواره ادعاي اصلاح طلبي داشته و دشمنان خود را مفسد معرفي مي نموده است.

 

                                   

 

اما قبل از ذکر انحراف دوم، لازم است تا به بيان مقدمه اي بپردازيم.

هر مکتبي، غايت و مقصودي دارد و هر دگرگوني و تغييري در راستا و سمت و سوي آن هدفِ مطلوب از زاويه ي ديد آن مکتب، "اصلاح طلبي" محسوب مي شود و هر تحولي که روند را از سمت و سوي آن هدف، منحرف سازد، از دريچه ي نوع نگاه آن نحله، "افساد" تلقي مي گردد. بطور مثال، تعريفي که از مکتب "سکولاريسم" آمده عبارتست از:

 

“REJECTION OF RELIGION AND RELIGIOUSNESS”

مردود سازي دين و عقيده ي مذهبي

 

بنابر منطقي که در بالا ذکر شد، طبعا کساني که مسير خود را به سمت صراط سکولاريسم تغيير مي دهند، از منظر سکولار مسلکان، آنان اصلاح طلب و برعکس، جرياني که طريق خود را از اين تفکر سوا سازد، افساد طلب محسوب خواهند شد. حال ممکن است اهداف دو مکتب کاملا مغاير با يکديگر باشند. در اين موقعيت غالبا اصلاح طلبي در يکي از آن دو مکتب، افسادطلبي در مکتب ديگر محسوب مي شود و برعکس.

انحراف دومي که در بالا به آن اشارتي رفت، آن است که مدعيان اصلاح طلبي بدون توجه به اهداف يک مکتب، بخواهند تحولاتي که در آن مکتب، اصلاحات به حساب مي آيد را در مکتب ديگري، عينا، پياده سازي کنند که اين فعل، غالب اوقات به جاي آن که صلاح را براي آن طرز تفکر به ارمغان آورد، تباهي و فساد را پيشکشش مي کند. اشکالي که مدعيان اصلاح طلبي وطني نيز دچار آن شدند.

جريان موسوم به "دوم خرداد"، از بدو شکل گيري اش، "اصلاح طلبي" را شعار خود قرار داد، غافل از آن که در بسياري از موارد در اهدافي که اين جريان آن را دنبال مي کرد، تناقضات شديدي با اصل جمهوري اسلامي وجود داشت. طبعا کسي که خود را راجع به يک مکتب، اصلاح طلب مي نامد، راجع به اصل و هدف آن تفکر مناقشه اي ندارد و صرفا در صدد است تا برخي ناراستي ها و اعواجاجات را اصلاح نمايد؛ لکن آنچه اصلاح طلبان داخلي از خود به منصه ي ظهور گذاشتند، آن بود که نظام جمهوري اسلامي را از بنياد و اساسش قبول نداشتند و به نوعي "استحاله" را به جاي اصلاح طلبي، پيش زمينه ي ذهن خود قرار داده بودند :

 

       

 - عباس عبدي: انقلاب اسلامي، متاثر از الگوي حکومت شوروي سابق است و سرانجام آنها هم يکسان خواهد بود. (هفته نامه ي راه نو/ شهريور 77)

 

 - يوسفي اشکوري: حکومت اسلامي به حکومتي فقهي تبديل شده است، در حاليکه قرار نبود ما فقه را در هر سه قوه پياده کنيم، قرار بود چارچوب اسلامي باشد.(روزنامه ي نشاط/ ارديبهشت 78)

 

 - عبدالکريم سروش: انقلاب ما براساس اسلام اسطوره اي بنا شده، نه اسلام عقلاني. روحانيت ما هميشه عوام زده و دنباله رو عوام بوده اند و عوام هم اسلام اسطوره اي را بهتر قبول مي کنند تا اسلام عقلايي. (روزنامه ي نشاط/ خرداد 78)

 

 - حسين بشيريه: انقلاب در قالب گذشته ي خود، به بحران مشروعيت و ايدئولوژيکي گرفتار شده است و روند دموکراتيک روز به روز بيشتر جا مي افتد. (روزنامه ي عصرآزادگان/ مهر78)

 

 - سعيد حجاريان: رهبري کاريزماتيک ديني به درد اصل جنبش و انقلاب مي خورد و اگر پاي آن به دوران ثبات و سازندگي کشيده شود، به استبداد ديني منجر خواهد شد. (هفته نامه ي مبين/ شهريور 78)

 

 - صادق زيباکلام: دين رسمي و ايدئولوژي حکومتي در کشور ما، به تدريج کفگيرش به ته ديگ خورده و نمي تواند پاسخگوي نيازهاي آدمي باشد. به تدريج معلوم مي شود که امر شريعت، يک امر شخصي است و سياست راهش را از ديانت جدا مي کند. (ماهنامه ي دنياي سخن/ اسفند 78)

 

همانطور که از جملات فوق و صدها اظهارنظر ديگر از متفکران و صاحبنظران مدعي اصلاح طلبي برمي آيد، آنان با سوء استفاده از معناي کلي و مبهم "اصلاحات" و نيز اشتباه –سهوي يا عمدي- در ناديده انگاشتن اهداف نظام جمهوري اسلامي، با گرته برداري از شيوه هاي اصلاح طلبي از مکاتب مادي و انسان پرداخته اي چون "لائيسم"، "سکولاريسم"، "پرگماتيسم"، "ليبراليسم" و ... سعي در پياده سازي آن متودها در کشورمان را داشته و دارند.

استراتژيهايي چون "خروج از حاکميت"، "به موزه هاي تاريخ سپردن انديشه هاي امام(ره)"، "تساهل و تسامح" و ... ، حاصل چنين لغزشيهايي بود که مغرضانه يا گمراهانه، اصلاحات را به سوي استحاله سوق داد و موجبات روي گرداني مردم را از آنان فراهم ساخت و حال همان تفکر بي آنکه ذره اي از مواضع پيشين خود کوتاه آمده باشد، پا به عرصه ي انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلامي گذاشته است و با اين صغرا و کبراها تکليف، خيلي واضح مي نماياند.

 

العاقل يکفيه الاشاره...

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 | موضوع:
معجزه طبس، از زبان مقامات آمريكايي 
در تمام طول راه بازگشت (از طبس ) احساس پوچي و پژمردگي مي‌كردم. آه. آه. يأس بر وجودم سايه افكنده بود. گريه‌ام گرفت. اين موقعي بود كه نشستم و با تمام وجود گفتم: يا عيسي مسيح، تو مي‌داني كه چه گندي به بار آمده است.
ما واقعا باعث شرمساري كشور بزرگمان (آمريكا) شديم. خودم را بسيار حقير احساس مي‌كردم. نمي‌خواستم صحبت كنم، يا هيچ كار ديگري انجام دهيم؛ فقط احساس مي‌كردم كه ديگر آبرويي برايم باقي نمانده بود."

مطلب فوق عين مطلبي است كه چارلي بكويت، فرمانده عمليات نافرجام طبس، در كتاب خود به نام "نيروي دلتا" در مورد احساسش هنگام بازگشت از طبس به رشته تحرير در آورده است.
هاميلتون جوردن رئيس كاركنان كاخ سفيد در كتاب خود به نام "بحران" در رابطه با آنچه در لحظه دريافت خبر برخورد هليكوپتر و هواپيما در طبس در كاخ سفيد گذشت مي‌نويسد:
" كارتر گوشي را برداشت و گفت: "ديويد (جونز) چه خبر؟"
ما حرفهاي جونز را نمي‌شنيديم. ولي حالت چهره كارتر و پريدگي رنگ او نشان مي‌داد كه خبرهاي بدي مي‌شنود. كارتر لحظه‌اي چشمانش را بست و در حاليكه به زحمت آب دهانش را قورت مي‌داد پرسيد: "آيا كسي هم مرده است؟" ...
همه ما به دهان او زل زده بوديم. چند ثانيه‌ بعد گفت: "مي‌فهمم ... مي‌فهمم" و گوشي تلفن را گذاشت. هيچكس سئوال نكرد تا اينكه خود كارتر پس از چند ثانيه سكوت گفت: "مصيبت تازه‌اي پيش آمده. يكي از هليكوپترها به يك هواپيماي سي 130 خورده و آتش گرفته و احتمالا چند نفري هم كشته شده‌اند ..."

هاميلتون جوردن در ادامه مي‌نويسد:
"تصور اينكه گروهي از داوطلبان نجات گروگانها، خود جان باخته و در يك بيابان دور در آنسوي دنيا به خاك هلاك افتاده‌اند، چون كابوسي بر فكر و روح من سنگيني مي‌كرد. از اطاق كابينه بيرون آمدم تا كمي در هواي آزاد قسمت جنوبي كاخ قدم بزنم و افكار خود را منظم كنم، ولي هواي خفه و مرطوب بيرون بيشتر ناراحتم كرد. با حال تهوع به داخل كاخ برگشتم و به دستشويي خصوصي رئيس جمهور رفتم."
كارتر در مورد لحظه ديدار با سرهنگ بكويت و گريه هر دو مي‌گويد:

"او با چشمان اشك آلود شروع به صحبت كرد و گفت: آقاي رئيس جمهور. من مي‌خواهم از طرف خود و اعضاي گروه دلتا به مناسبت عدم موفقيت در انجام اين ماموريت از شما و ملت آمريكا عذر خواهي كنم. من با شنيدن اين حرف به گريه افتادم."
ماجراي اشغال لانه جاسوسي و حوادث مربوط به آن آنچنان تاثير به سزايي داشت كه كارتر در اين ارتباط مي‌گويد:
" عجيب است كه سرنوشت انتخابات رياست جمهوري اين كشور بزرگ، نه در شيكاگو يا نيويورك، بلكه در تهران تعيين مي‌شود!"

با اين مقدمه، نكاتي از عمليات طبس، از كتاب نيروي دلتا فرمانده عمليات طبس نقل مي‌گردد.
آنها در مسير حركت به سمت ايران در مصر و عمان توقف داشتند و قرار بود شب را در مصر به استراحت بپردازند. اما در مصر با آنچنان هجومي از سوي مگس‌ها مواجه مي‌گردند كه خواب را از آنها مي‌ربايد و اين امر موجب خسته و خواب آلود بودن نيروهاي عملياتي دلتا هنگام عمليات در طبس مي‌گردد.
بكويت در اين ارتباط مي‌نويسد:
" بيرون پايگاه منظره‌اي دلگير و بي پايان در گرماي آسمان بي ابر محو مي‌شد. مگسها همه جا بودند و روي هر جنبنده‌اي و هر چيزي مي‌نشستند و همه سعي مي‌كردند بخوابند؛ اما با وجود هواي داغ و سوزان و يا هيجان ناشي از ماموريت، عده زيادي نتوانستند استراحت كنند."
هجوم مگسها به حدي بود كه بكويت در مورد ترك مصر مي‌نويسد:
" كسي از ترك مصر ناراحت نبود. مگسها و كثافت با پرواز توسط دو فروند سي 141 پشت سر گذارده شد."

در مورد خواب آلودگي نيروها عملياتي دلتا در طبس، يعني زماني كه بايد همه در اوج بيداري باشند، بكويت در مورد يك عضو عمليات كه در داخل هواپيماي سي 130 بود مي‌نويسد:
"لحظاتي قبل از برخورد هليكوپتر به آن (هواپيما) چرت مي‌زد. هنگام انفجار، وي چرتش پاره شد و به صفي از افراد كه در حال خروج از يكي از دريچه‌هاي هواپيما بودند پيوست. دود و آتش همه جا را فرا گرفته بود. موتورها هنوز كار مي‌كردند. موتور هليكوپتر هنوز كار مي‌كرد و همچنان بدنه هواپيما را مي‌شكافت و به داخل آن رخنه مي‌كرد و هواپيما را به شدت تكان مي‌داد. عضو مزبور ناگهان فكر كرده بود كه هنگام چرت زدن وي، (هواپيماي) سي 130 به پرواز در آمده است و اكنون وقت عمليات پرش با چتر است. وقتي نوبت او براي ترك هواپيما رسيد، به طور خودكار وضعيت پرش با چتر را به خود گرفت و اقدام به سقوط آزاد كرد و مثل تپه روي زمين پهن شد. بعد از آن، همقطارش از او پرسيده بود كه وقتي وي پريد، بدون چتر چكار مي‌خواست بكند؟ او جواب داده بود: "نمي‌دانم، من در آن لحظه فقط فكر مي‌كردم كه بايد بپرم."

گزارش هواشناسي در روز عمليات، مساعد بودن هوا را گزارش مي‌كرد و بكويت كه با هواپيما وارد ايران شده بود، در طبس شاهد هواي صاف بود بطوري كه مي‌نويسد:
" هوا خنك و صاف بود و ستاره‌ها به سادگي قابل رويت بودند. نور ماه براي ديدن افرادي كه سي چهل يارد دورتر ايستاده بودند، كافي بود."

آنها منتظر هليكوپترها بودند كه بايد يك ربع بعد از آنها وارد طبس مي‌شدند. ولي از آنها خبري نمي‌شود. آنها در حقيقت در مسير حركت از عمان به ايران دچار طوفان شن عظيمي شده بودند. قرار بود 8 هليكوپتر به طبس بيايند. ولي در نهايت فقط 6 هليكوپتر به طبس رسيدند و دو تاي آنها بر اثر شدت طوفان از ميانه راه به عمان باز گشته بودند.
بكويت در ارتباط با گفتگويش با اولين خلبان هليكوپتري كه وارد طبس شده بود، مي‌نويسد:
" چيزهايي كه مي‌گفت به قدري تاثر آور بود كه اگر مي‌توانستيم، هليكوپترها را در بيابان مي‌گذاشتيم و با سي 130 ها به خانه بر مي‌گشتيم."

بكويت در رابطه با خلبان دومين هليكوپتر كه در طبس فرود آمده بود نوشته است:
"او از هليكوپتر دور شد، زياد و تند صحبت مي‌كرد و چيزهاي وحشتناكي مي‌گفت."

بكويت از قول او نقل مي‌كند كه:
" من نمي‌دانم چه كسي در سطح من كارها را اداره مي‌كند؛ اما اينقدر مي‌توانم بگويم كه براي لغو اين عمليات بايد همه چيز به دقت مد نظر قرار گيرد. نمي‌دانيد بر من چه گذشته است. با بدترين طوفان شني كه تا كنون ديده بودم مواجه شديم. بسيار دشوار بود. پيش خود فكر كردم مطمئن نيستم كه بتوانيم عمليات را انجام دهيم. واقعا مطمئن نيستم كه بتوانيم آن را انجام دهيم."

در حالي كه 8 هليكوپتر براي عمليات پيش بيني شده بود، فقط 6 هليكوپتر به طبس رسيده بودند و اين تعداد حداقل هليكوپترهاي مورد نياز براي موفقيت در عمليات نجات گروگانها بود. اما يكي از هليكوپترها نيز اعلام مي‌كند كه قادر به ترك طبس نيست. ماموريت با 5 هليكوپتر ممكن نبود و بر اساس برنامه‌هاي از پيش تعيين شده در چنين صورتي چاره‌اي جز توقف عمليات نداشتند. آنها بايد اين هليكوپتر را جا مي‌گذاشتند و ايران را به سرعت ترك مي‌كردند. دستور لغو عمليات توسط كارتر صادر مي‌شود. طوفان شن كار خود را كرده و عمليات با شكست مواجه شده بود. ولي اين افتضاح براي آمريكا كافي نبود و اراده خداوند متعال در حفاظت از انقلابي كه حضرت امام(ره) رهبري آنرا بر عهده داشت، رسوايي بيشتري را براي آمريكا مقرر كرده بود.
خداوند با معجزه "طوفان شن" به ياري حكومت اسلامي آمده بود. شايد "مگسها" در مصر نيز ماموريت خود را انجام داده و استراحت را از نيروهاي دلتا ربوده بودند. اين دفعه نوبت "تند باد" بود كه ماموريت الهي خويش را انجام دهد.
نيروهاي دلتا عمليات فرار را آغاز مي‌كنند. بكويت با تاكيد بر اينكه "وقتي براي گريه نداشتم" در ارتباط با حادثه بعدي مي‌نويسد:
" در ميان تند باد، يكي از هليكوپترها را ديدم كه از زمين بلند شد و به سمت چپ كج شد و به آرامي به عقب خزيد. سپس صداي مهيبي بلند شد. صداي انفجار بمب نبود. صداي شكستن نبود، صداي چيزي بود كه با يك ضربه متلاشي شود. يك انفجار بنزين. گلوله آتشين آبي رنگي مثل بالون به هوا رفت. ظاهرا هليكوپتر سرگرد شافر به ئي سي 130 كه در شمالي‌ترين قسمت ايستاده بود و عنصر آبي را تازه سوار كرده بود، برخورد كرد. ... شعله‌هاي آتش تا ارتفاع سيصد، چهارصد پايي مي‌رسيد. هوا مثل روز روشن بود. ... در ميان آتش، هليكوپتر را مي‌ديدم كه به سمت چپ هواپيما برخورد كرده است. موشكهاي ردي منفجر مي‌شدند. گردونه‌هاي آتش مانند چهارم ژوئيه در آسمان مي‌چرخيدند. مثل اين بود كه افراد درون گوي آتش حركت مي‌كردند."

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 | موضوع:
حکومت و سیاست در سیره امام حسین (ع) ( اصلاح طلبان نان به نرخ روز خور) 

 

* بسم الله الرحمن الرحیم *

 

 سرور و سالارم آقام امام علی (ع) فرمودند: بشنو و بفهم و باور کن و بعد به کار ببند.

عقل کل عالم هستی حضرت امام صادق می فرمایند:

بشنو و پیروی کن از کسی که تو را می گریاند ولی پندت می دهد و پیروی نکن از کسی که تو را می خنداند و گمراهت می کند  ( کسی که به دل تو سخن می گوید تا خشنود شوی)

شکافنده علوم آسمانی و زمینی حضرت امام باقر (ع) می فرمایند:

پیروان اسلام در پرتو معرفت واقعی و درک حقایق علمی احادیث میتوانند به عالیترین مدارج ایمان نائل شوند.

هیچ کس بدون باورهای دینی کامل نیست حتی اگر ۱۰ دکترا از دانشگاه آکسورد و ۲۶ تا دکترا نیز از دانشگاه هاروارد آمریکا داشته باشد برای خودش دارد.

بنده نمی دانم چرا برخی با وجود آگاهی و مدعی بودن سواد باز هم دین را از سیاست جدا می دانند و عده ای نا آگاه را پیرو خویش کرده اند و باهم شعارهایی را می دهند که با ۸ من آن یک غاز به آدم نمی فروشند!!!!

شهید آیت الله آقا سید حسن مدرس دامه برکاته

سیاست ما عین دیانت ماست                                  

                                                       دیانت ما عین سیاست ما است

بعضي ها صريح مي گويند دين شانش پايين تر از اينکه بياد و حکومت کنه اينها ادمهايي هستن که همين طوري شرتي و پرتي حرفشان را مي زنند ادمهاي هوشياري نيستن تو جامعه ديني شکست مي خورن زود اما گروه دوم که پيچيده تر هستن و اينها موفق ميشن و يارگيري مي کنن : اينهايي هستن که نمي گويند که دين شانش پايين تر از ايني که حکومت کنه!!!! مي گويند دين شانش بالا تر از اينکه بياد و حکومت کنه !! و مي گويند حيف دين نيست؟؟ دين يک چيزي محترمي است مقدس پاکيزه يک قلبمه نور، بزاريدش رو تاقچه نياريد وارد مسائل سياسي و اجتماعي بکنين سياست کثيف است دنيا است و شيطنت است فساد است و ...

 

حضرت امام (ره) وقتي بازداشت کردنشون ( سال 1342) افسری آمد و گفت اقا شما مرجع تقليدهستین  شما متدين هستین به مردم دين بگویید احکام رساله بگویید موعظه شان کنید چه کار داریيد به اين چيزها ؟ سیاست همه اش  پدرسوختگي است (!!) پدرسوختگي را بزار براي ما حضرت امام جواب داده بودن:اقا آن سياستي که پدرسوختگي است ماله خوده شما اما آن سياستي که من آمدم در صحنه اش وظيفه شرعي من بوده من بخاطر دين آمدم براي اينکه دين به من اجازه نمی دهد نسبت به عدالت بي تفاوت باشم نسبت به حقوق مردم بي تفاوت باشم نسبت به اينکه حدود خدا و احکام دين اجرا نميشه بي تفاوت باشم اين سياست جزء دين من است.

( اصلاحاتیونی که خود را به ظاهر داعی رهبر فقید می نامید توجه کنید)

 و آخرین سخن خود را با این مبحث از سید الشهدا به پایان می برم :   

                   حکومت و سیاست در سیره امام حسین (ع)    

 

  

نقطه‌ی بارز در زندگی حضرت امام حسین (ع) آفرینش حادثه‌ی کربلا است . این حادثه بدون شک یکی از عوامل تعیین کننده و مهمترین عامل تشکیل شیعه در تاریخ است . مبانی فکری شیعه بویژه اساسی‌ترین آن که مسئله‌ی امامت است، پس از حادثه‌ی کربلا بیشتر جان گرفت , و خط سیر فکری و سیاسی امیرالمؤمنین (ع) که عبارت بود

از دین محوری و مبارزه با انحرافات و همچنین دست‌یابی به سلطه‌ی سیاسی و اداره‌ی بلاد پهناور اسلامی از نو زنده شد.

هر چند امام حسین (ع) در حادثه ی کربلا, شکست نظامی خورد و نیروی رزمی خود را از دست داد, و مصایب بالاتر از آن را متحمل گردید, اما باید این قضیه بدور از جنبه‌های غیبی و معنوی آن, و صرف نظر از علم گسترده ی امام به وقایع و پیشگویی‌هایی که پیامبر اسلام (ص) از وقوع حادثه ی کربلا کرده بود, مورد ارزیابی قرار بگیرد و به این سؤال پاسخ داده شود که چرا آن حضرت به جانب عراق حرکت کرد و در نتیجه خود و نیروهایش را از دست داد؟

 چه اشکال داشت که کار به کار یزید نمی داشت و آرام و بی درد سر در مدینه می ماند؟

 باید گفت تاریخ سیاست چه کسی را به یاد دارد که او در فعالیت های سیاسی خود با هیچ مانعی برنخورده باشد هیچ خسارتی را متحمل نشده باشد, و بدون کوچکترین مانعی و با قاطعیت تمام بهآرمان های سیاسی خود رسیده باشد؟ کسانی که برای دست یابی به قدرت و حاکمیت سیاسی و یا هر هدف مثبت یا منفی دیگر فعالیت می کنند, چاره ی نیست که همیشه در معرض خطراتی از قبیل : ترور, حبس , تبعید و ... قراربگیرند، هر چند سیاستمدار پخته و موفق هم باشند. این نیل به هدف قطعی و مسلم باشد, و احتمال هیچ گونه شکست و ناکامی در آن راه نداشته باشد, یک تصور ایده آلیستی است , و چنین فکری نشانه ی سادگی بینش سیاسی او است , زیرا واقعیات تاریخ هرگز چنین تصوری را تجویز نکرده, و هر که به کار سیاسی اقدام می کند با احتمالات سروکار دارد.

در این جا نیز نباید چنین تصور واهی داشته باشیم که امام می بایست به پیروزی این سفر قطع می داشت و کمترین احتمال شکست بخود راه نمی داد. با توجه به این امر که محور تفکر سیاسی امام (ع) این بود که به هیچ وجه نمی توانست با یزید و حاکمیت او موافقتی داشته باشد هر چند که مخالفت , به شهادت او منجر شود. چنان که پدر بزرگوارش علی (ع) در حاکمیت خود معاویه را به عنوان والی شامات نپذیرفت و در این راه پافشاری کرد تا آن که شد آن چه شد. زیرا در صورت سازش علی (ع) با معاویه , دیگر علی (ع)، علی نبود؛ چون برای مردم چنین مفهوم می گردید که دعوا, دعوای شخصی بخاطر ریاست و مقام است , نه بخاطر آرمان و مکتب . بدینسان امام حسین (ع) اگر در برابر یزید, بی تفاوت می ماند, دیگر حسینی باقی نمی ماند. نکتهء دیگر هم این است که امام (ع) در صورت عدم بیعت , هر چند اگر قیام هم نمی کرد, یزید او را می کشت . چنان که امام حسین (ع) این سخن را در مسافرت خود بارها گفته است , و شواهد تاریخی نیز آن را تایید می کند و از نظر مقتضیات سیاسی معمول آن روز, یزید هرگز اجازه نمی داد که شخصی چون حسین با او بیعت نکرده و آرام به زندگی خود ادامه دهد, زیرا یزید کاملاً می شناخت که حسین (ع) کسی نیست که کاری به کار او نداشته و غیر مسئولانه به زندگی عادی خود بپردازد, بنابراین چرا امام (ع) در پی چاره ای نباشد که در صورت امکان, انقلابی علیه یزید راه انداخته ,و جامعه ی اسلامی را چنگال خونین آل امیه نجات دهد؟ حالا که باید حرکت اعتراض آمیزی از خود نشان دهد, چه نقطه ی را پایگاه سیاسی و نظامی خود قرار دهد؟ مکه, مدینه , یمن و کوفه از مراکز عمده ی تجمع شیعی است, اما مکه و مدینه و یمن بستر مناسب برای مقاومت ودفاع در برابر یزید نبود, و آمادگی دفاع از حسین (ع) و جلوگیری از کشته شدن وی را نداشتند. و تنها نقطه ی که بیشتر احتمال مقاومت و دفاع در آن وجود داشت, همان کوفه بود درست است که کوفه, سوابقی که بتوان به

آن اطمینان کرد نداشت. اما بی تابی کوفه برای تشریف فرمایی امام به آن جا, و سرازیر شدن سیل نامه های اشراف و سران و مردم عادی به سوی امام و قول به مقاومت در برابر بنی امیه , و پشتیبانی از آن حضرت این ضعف را از میان می برد, و هر چند مردم کوفه بر اصرار خود دایر برحمایت از امام می افزودند, درصد احتمال پیروزی امام (ع) در مقابل دستگاه یزید افزوده می شد, ولی احتمال خطر و شکست هم بود. حالا اگر امام این راه را انتخاب نمی کرد, چه می کرد؟ آیا یزید کسی بود که در صورت عدم بیعت امام (ع) به زنده ماندن وی راضی می شد؟ آیا امام کسی بود که با یزید بیعت کرده و در مقابل جریان های ضد اسلام و کفر آمیز حاکم بر کشورهای اسلامی , تنها به صورت یک تماشاگر بی تفاوت و شخصیت غیر مسئولی که فقط به جان خود و زندگی و منافع خود می اندیشد, زندگی می کرد؟ اگر امام به کوفه نمی رفت و در همان مکه و جاهای دیگر هدف سوء قصد قرار می گرفت و به شهادت می رسید, نمی گفتند چرا امام(ع) در مقابل آن همه نامه های کوفی ها و اصرار آنان در رابطه به دعوت از او, بی اعتنایی کرد و به آن جا نرفت, تا در پناه شمشیر زن های مردم کوفه از خطر ترور درامان می ماند, و پیروزمندانه به اهداف سیاسی خود نایل می شد؟ اما از نظر تاریخی, گفته شده که چهل هزار نفر بعد از آن که هلاکت معاویه , و مخالفت امام حسین (ع) از بیعت کردن یزید را شنیدن, برای آن حضرت نامه نوشتند

بدین مضمون:

بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر تو بعد سپاس خدا را که دشمن غدارت را نابود کرد, کسی که به زور بر امت مسلط شده و دارایی ها را غصب کرد, و بدون رضایت مردم بر مردم حکومت کرد, خوبان را کشت و بدان را باقی گذارد, و بیت المال را سرمایه ی شخصی و خانوادگی اش درست کرد, خداوند او را چون قوم ثمود از رحمتش دور کرد . ما امام و قیم امر نداریم, بیا به کوفه, شاید خداوند بوسیله ی تو, ما را بر محور حق گرد آورد, و اینک نعمان بن بشیر والی کوفه در دارالاماره است, ما از او اطاعت نکرده و در هیچ جمعه و عیدی با او نماز نمی خوانیم , اگر بشنویم بطرف کوفه می آیی, او را از کوفه بیرون کرده و به شام می رسانیم >. بعد از دو روز قاصد دیگری فرستادند که حاصل صد و پنجاه نامه ی دعوت بود, امام به این نامه ها وقعی نگذاشت و پاسخی نداد, بعد از آن در یک روز ششصد نامه به آن حضرت رسید و بدین سان نامه های متواتر رسید تا به دوازده هزار نامه بالغ گردید

نامه ی دیگری نوشتند:

بسم الله الرحمن الرحیم.

از طرف شیعیان و مؤمنین مردم کوفه برای امام حسین (ع) و بعد, اماما! هر چه سریعتر تشریف بیاورید که

مردم انتظار قدوم شما را دارند, و جز به شما به کسی رأی نمی دهند, تعجیل کن, تعجیل کن, تعجیل والسلام >.

تا آن که قیس ابن مصهر و عبدالله ابن وال به نمایندگی از مردم کوفه برای دعوت شفاهی از امام (ع) 

و مذاکره پیرامون آن در مکه حضور آن حضرت رسیدند بار دیگر هانی ابن هانی از آگاهان کوفه در مکه از امام دیدار بعمل آورد, و از آمادگی اشراف و مردم کوفه اطمینان داد. آیا امام (ع) می توانست با این همه دعوت نامه های کتبی و شفاهی بی توجهی نشان دهد؟ و چه مجوز شرعی و سیاسی وجود داشت که امام با این همه الحاح و اصرار و اعلام آمادگی , پاسخ مثبت ندهد؟ آنان که در هیچ جمعه و عیدی دور نعمان ابن بشیر والی کوفه جمع نمی شدند و از او فرمان نمی بردند و یک ارتش مجهزی برای امام بودند, اگر امام اجابت آن ها را نمی کرد, قضاوت تاریخ چگونه بود؟ و آیا هر سیاستمدار دیگری که خواهان تغییر اوضاع سیاسی باشد, و چنین نیروی آماده ای در اختیار داشته باشد, دست به اقدام نمی زند؟ آیا صحیح بود امام (ع) در پاسخ می فرمود: به شما اعتماد و اطمینان ندارم ؟ و با این اصرار و الحاح و مخالفت علنی از والی کوفه و آمادگی برای هرگونه مقابله آیا می توان گفت که آنان از اول قصد خیانت و بی وفایی را داشته اند؟ امام آخرین درجه ی دقت و احتیاط را بکار برد, و برای کسب اطمینان بیشتر مسلم ابن عقیل را فرستاد و بدو خطاب کرد که:

< و ان رأیت الناس مجتمعین علی بیعتی فعجل لی بالخبرحتی اعمل علی حسب ذلک >

 

<اگر دیدی مردم یک پارچه بیعت می کنند, بسرعت گزارش بده و خبر آن را به من برسان تا براساس آن عمل نمایم گزارش مسلم مثبت بود و نوشته بود بیش از بیست هزار نفر به تو بیعت کرده اند بیدرنگ حرکت کن . نامه های مردم کوفه و اظهارات نمایندگان آن ها, و گزارش مسلم از اوضاع کوفه, همگی نشان می داد که در آن جا مقاومت و مبارزه ی سرسختانه , علیه سلطه ی اموی در حال شکل گرفتن است و نمی شود گفت مردم قصد خیانت و بی وفایی را دارند, زیرا این قضاوت بسیار عجولانه بود, از ین رو امام برای تغییر اوضاع کوفه , تأخیر در رفتن را صواب نمی دید, و اگر حرکت نمی کرد در برابر تاریخ چه جوابی داشت؟ امام در طول راه با کاروانی از یمن برخورد کرد که بطرف شام حرکت می کرد و هدایایی برای یزید می برد, امام (ع ) کاروان را توقیف و هدایا را مصادره کرد, و از افراد آن نیز دعوت کرد که تا در صورت تمایل همراه او به عراق بیایند, و در غیر این صورت باز گردند و این هم نشان می دهد که امام برای ایجاد یک تحول سیاسی مصمم بوده است. آن حضرت وقتی که خبر شهادت مسلم را شنیدظ, هر چند از اعتماد و خوشبینی آن حضرت نسبت به مردم کوفه کاسته شد, ولی هنوز احتمال نیل به پیروزی در کوفه صددرصد از بین نرفته بود, زیرا وقتی که با یاران مشاوره کرد, آن ها گفتند شما مانند مسلم نیستید, اگر مردم کوفه شما را ببینند شاید به سوی شما بیایند, و با توجه به نامه های کوفه این احتمال بعید نبود. اما وقتی امام (ع ) پیام شفاهی مسلم را دایر بر انصراف از کوفه توسط عمر سعد شنید, تصمیم به بازگشت گرفت ولی حر از بازگشت آن حضرت ممانعت نمود. از آن به بعد امام (ع ) همواره در دیدارهای خود با فرماندهان سپاه دشمن و فرستادگان آن ها و حتی خطاب به مردم کوفه تصمیم به بازگشت خود را تکرار می کرد و می فرمود:

<یا ایها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف عنکم الی مأمن الارض >.

 

<ای مردم اگر مرا خوش ندارید, مرا واگذارید تا از نزد شما به سوی امن ترین مکان یعنی مکه بروم

ببینیم خود امام مسئله را چگونه توجیه کرد, و شواهد تاریخی این مطلب را چگونه نشان می دهد؟               امام حسین (ع ) در موارد متعددی فرموده است که یزید و عمالش اجازه ی ادامه زندگی برای آن حضرت در مکه را نداده و به هر صورت او را به قتل می رساند:

۱) در جواب اعتراض ابن عباس فرمود:

<لان اقتل خارجاً من شبرین احب الی من اقتل خارجاً من شبر>.

 

<اگر به فاصله ی دورتر از دو وجب کشته شوم , بهتر است که به فاصله ی یک وجب کشته شوم >.

۲) در جواب اعتراض دیگری فرمود:

<ان القوی لا یترکونی ... فلا یزالون حتی ابایع و انی کاره فیقتلونی >.

<این قوم پیوسته از من بیعت می خواهند و من چنین نخواهم کرد, در نتیجه مرا می کشند>.

۳) و درجواب اعتراض دیگری نیز فرمود:

<لو کنت فی حجرهامة من هوام الارض , لا ستخرجونی و یقتلوننی > .

<اگر در سوراخ حشرهء از حشرات زمین باشم , مرا بیرون

کرده و به قتل می رسانند>.

۴) در مورد دیگر که سبب عجله ی آن حضرت را پرسیدند, فرمود:

 <لو لم اعجل لاخذت > .

<اگر عجله نکنم دستگیرم می کنند>.

این برداشت امام (ع ) از مسئله بود, و یقین داشت که در صورت بیعت او را می کشند, حال وقتی که قرار شد حضرت از مکه بیرون رود, در کدامین نقطه ی از نقاط کشور اسلامی باید کوچ نماید تا در امان بماند؟ در مدت اقامت امام در مکه نامه های که از کوفه به آن حضرت رسید آن قدر زیاد و با قاطعیتی نوشته شده بود که بعدها بصورت دلیل عمده ی امام برای سفر به عراق درآمده بود و آن حضرت در موارد بسیاری که از علت سفر به عراق سؤال می شد, در جواب نامه های مردم کوفه را مطرح می کرد. بالاخره قیام عاشورا, سرفصلی بود برای نهضت هایی که بعد از آن علیه حکام ظالم بوقوع پیوست , عینیت شیعه را شفاف تر کرد, و به امتی که حیات فکری , سیاسی و شخصیت اسلامی خود را از دست می داد, حیات تازه و شخصیت نو آفرید, و چهره های تزویر و کفرهای پنهان را که در نقاب دین ظاهر شده بودند, بر ملا و افشاء نمود. چنان که حکام ظالم برای دوام حاکمیت و استحکام پایه های حکومت خود, مسئله ی جبر را پیش کش می کرد, و لزوم حفظ جماعت و اطاعت از ائمه و حرمت نقض بیعت را دستاویز اساسی خود قرار می دادند, و با بکارگیری این مفاهیم , بشکل تحریف شده ی آن , مردم را وادار به پذیرش حکومت خود می کردند, چه آن که حفظ جماعت , اطاعت از حاکمیت و التزام به بیعت , حاوی مفاهیم اساسی دینی , سیاسی و اسلامی است که از نظر عقل نیز, دوام جامعه و حفظ نظام اجتماعی از تزلزل بر این سه اصل استوار است . اما امام (ع ) با قیام خود ثابت کرد که اطاعت از هر نظامی , و فرمان بردن از هر امامی لازم نیست , و اعتراض و مقاومت علیه حکومت های جائر, مسرف , فاسق و منحرف از دین را نباید بحساب تفرقه افکنی و اغتشاش و مایه ی بهم خوردن جماعت گرفت زیرا آن حضرت از زبان جدش پیامبر (ص ) روایت کرد که :

 <کسی که پادشاهی ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می داند, و عهد خدا را می شکند, مال خدا را بخود اختصاص می دهد و حدود خداوندی را محترم نمی شمارد, بر او واجب است که قیام نماید و با سکوت و بی تفاوتی خود بر چنین نظامی مهر تایید نزند و بدانید که یزید چنین کسی است >. و ما الامام الا القائم بالقسط و... امام و زمامدار امت کسی است که عدالت خواه باشد, و کتاب خدا را بداند و همه ی سعی و تلاشش برای خدا باشد, و یزید چنین کسی نیست , پس براندازی حکومت چنین کسانی یک وظیفه ی الهی است . نتیجهء روشن قیام عاشورا و درسی که باید از آن گرفت , پیوند تنی دین و سیاست و مداخلهء قاطع دین مداران در سرنوشت سیاسی جامعه و حرکت دادن جامعه به سمت و سوی سیاست دینی و الهی است .

شما اگر مسلمانید این از دیدگاه اسلام عزیز که دین را از سیاست منفک نمی داند اگر هم به کیش و آئین دیگری هستید شما را به خیر و ما را به سلامت.

  

 پی نوشتها:

۱ شذرات سیاسیه من حیاة الائمه : شبر, حسن , ص ۳۱۳۳ چاپ اول ,

۱۴۱۸; حیات فکری و سیاسی امامان

شبعه : جعفریان , رسول , ج ۱ ص ۱۱۶ چاپ اول , قم , مرکز چاپ و

نشر سازمان تبلیغات اسلامی , ۱۳۷۱به نقل

از تاریخ ابن اعثم کوفی : ج ۵ ص ۴۹

۲ پیشین , جعفریان , ج ۱ ص ۱۱۷به نقل از تاریخ ابن اعثم : ج ۵ ص ۵۵ـ ۵۳

۳ همان , ج ۱ ص ۱۷۷به نقل از تاریخ ابن اعثم : ج ۵ ص ۵۰

۴ همان , ج ۱ ص ۱۱۷به نقل از انساب الاشراف : ج ۲ ص ۱۶۴

۵ همان , ج ۱ ص ۱۴۸به نقل از طبری : ج ۴ ص ۳۲۳

۶ همان , ج ۱ ص ۱۴۵به نقل از انساب الاشراف : ج ۲ ص ۱۶۴; طبری :

ج ۴ ص ۲۸۹ ابن اعثم : ج ۵ ص

۱۱۳ ابن عساکر: ص ۱۹۰والمعرفة و التاریخ : ج ۱ ص ۱۴۱ مجمع

الزواید: ج ۹ ص ۱۹۲; مروج الذهب : ج ۳ ص ۵۵

 

۷ همان , ج ۱ ص ۱۴۵به نقل از تاریخ ابن اعثم کوفی : ج ۵ ص ۱۱۶

۸ همان , ج ۱ ص ۱۴۶به نقل از طبری : ج ۴ ص ۲۹۰

 

 

 

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 | موضوع:
بیدار باشید اصلاح طلبان خسرالدنیا و الاخره نشوید! 

 

تفرقه افكنان از قبيل آخوندهاي جيره‌خوار و ملي‌گرايانِ بي خبر از اسلام و مصالح مسلمين را از خود برانيد كه ضرر اينان بر اسلام از ضرر جهانخواران كمتر نيست.

امام خميني (س)

 

بوش: اصلاح‏طلبان دوست بهتر از ما ندارند + فیلم

 

 

بوش در گفتگو با VOA گفت: اولاً عقيده من اين است که طرفداران اصلاحات در ايران افراد شجاعي هستند. آنها دوستي بهتر از جورج بوش ندارند، و من براي آنها از خداوند بزرگ طلب خير و برکت و موفقيت مي‌کنم. دوم اينکه من هيچ عملي انجام نمي‌دهم که به تلاش آنها آسيب برساند. سوم اينکه گفت‌وگوي ايران و آمريکا فقط درباره عراق است.
 
بوش این صحبت‏ها را در جواب این سوال گفت که: اخيراً ميان امريکا و ايران و عراق تماس‌هايي برقرار شده است، برخي از ناراضيان درون‌مرزي عقيده دارند که اين روابط ممکن است گسترش پيدا کند و موضع آنها را به خطر اندازد در اين مورد نظر شما چيست؟

و سوالی دیگر بنده مطرح می کنم  یانگوم منحوس و نجس و کثیف که محبوب در صد کمی از ایرانیان شده و می خواهد جای حضرت زهرا (س) و الگوهای پاک دیگر را بگیرد از احمدی نژاد مهم تر است؟

 
 
 
 

مطلبی که در مدت های گذشته و به دنبال انتشار فیلمهایی از حاج آقا(!)ی خاتمی که وی را در حال دست دادن با چند زن و دختر نیمه عریان ایتالیایی نشان میداد، محافل دوم خزدادی و بویژه شخص آقای خاتمی را بر آن داشت تا با اجرای عملیات ماس مالیزیشن ـ masmalization ـ(!) به هر نحو ممکن مانند دفعه های قبل قضیه را بخوابانند.

نخست دفتر بنیاد باران اطلاعیه داد که انتشار چنین فیلمهایی توسط فیلمبردار ایتالیایی با هر غرضی که بوده مخالف شرع است(!) و البته تکذیب هم می شود(!). بعد هم خبرگزاری انتخاب از قول آقای خاتمی نوشت:"«آنجا آنقدر شلوغ بود که اگر اتفاقی هم افتاده من یادم نمی آید !!»"  بعد حاج آقای خرازی اطلاعیه دادند که در بین جمعیت زیاد گاهی اوقات کنترل از دست آقای خاتمی در می رفته است(!)  و در آخر مطبوعات و سایتهای دوم خردادی سکانس آخر نمایش ماس مالیزیشن رو بازی کردند و تیتر زدند که اینها مونتاژ شده و اله و بله...

نمونه 1       نمونه 2         نمونه 3        نمونه 4

از این نمونه ها زیاد می توانید پیدا کنید. این وسط این انگشترو از کجاشون درآوردن خدا می دونه! اما در این میان کسی به نظرات شخص فیلمبردار توجهی نمیکند. اما من از قول خبرگزاری انتخاب(خبرگزرای منتسب به حسن روحانی) متن ترجمه شده حرفهای فیلمبردار ایتالیایی را می نویسم:

         "من در شهر اودین که شهری کوچک در شمال شرقی ایتالیا است زندگی می کنم. از قضا این مکانی است که حدود یک ماه پیش به صحنه دست دادن های معروف آقای خاتمی تبدیل شد، اما در آن زمان هیچ کسی به این موضوع توجه نکرد تا زمانی که توجه روزنامه های ایران و مطبوعات جهان را به خود جلب کرد.در روز مورد نظر چندین فیلمبردار و عکاس روی آقای خاتمی زوم کرده بودند. گزارشگران، سیاستمداران، اشخاصی گمنام و چهار زن در صف بدرقه آقای خاتمی حضور داشتند. همه حاضران در محل و حتی خود من که چند سانتیمتر دورتر از آقای خاتمی بودم حرکات وی را مشاهده کردیم و از این صحنه ها فیلمبرداری شد.زمانی که ویدئوهای خود را برای اولین بار تماشا کردم و تصمیم گرفتم که آن را بر روی یوتیوب (سایت اشتراک قطعات ویدئویی) قرار دهم از این موضوع خبر داشتم که این یک نوع ریسک است اما فکر نمی کردم که واکنش ها تا به این حد باشد.هم اکنون سخت در تلاشم همه فیلم هایی که در جریان دیدار خاتمی از ایتالیا و بعد از آن جمع آوری کرده ام در اینترنت قرار دهم.من با افرادی که فکر می کنند این اخبار واقعا صحت دارد هم نظر هستم."

اما در این میان ذکر چند نکته نیز حائز اهمیت است:
1- تناقضاتی که در حرفهای دوم خردادی ها مشهود است نشانگر آن است که آنها خود هم نمی دانند تکذیب کنند یا توجیه!
2- این فیلم توسط یک فیلمبردار ایتالیایی در اینترنت قرار داده شده، و خود آن شخص هم در این سایت آن را تایید کرده. حالا چه دلیلی دارد که نامبرده بیاید و فیلم آقای خاتمی را مونتاژ کرده و روی شبکه مجازی قرار دهد.؟!
3- اصلا اگر بر فرض محال باور کنیم که فیلم مونتاژ است، من می خوام از آقای خاتمی سوال کنم که کجای فیلم مونتاژ شده؟
آیا شما مونتاژ شده اید، یا آن دختران مونتاژ شده اند، یا که نه در این فیلم بوسیله تکنیکهای فتوشاپ دختران نیمه عریان شده اند، شاید هم دست شما مونتاژ شده، نه! حتما عبا و عمامه تان مونتاژ شده ...
4- در آخر می خواهم آقای خاتمی را که 8 سال آزگار سکاندار پایگاه تشیع در جهان اسلام بوده اند با رئیس جمهور خیلی بد(!) کنونی مقایسه کنم؛ که در تمامی دیدارها حتی در شرایط اضطراری بر رعایت مسائل شرعی و فرهنگ ایرانی تکیه دارد. عکس معروفی از احمدی نژاد که نماد سادگی اوست همراه با سه عکس دیگر در یکی از پایگاههای اینترنتی ترکیه منتشر و مورد استقبال و تمجید بسیاری از مسلمانان این کشور قرار گرفته است...

منبع:http://armanedalat.blogfa.com/post-2.aspx

 

تصاویر جدید منتشرشده از خاتمی در انتظار تکذیب!

رجانیوز: انتشار بخش دوم از تصاویر مربوط به سفر خاتمی به ایتالیا که طی آن تصاویر زننده ای از همنشینی خبری وی با یک زن ایتالیایی نمایش داده شده است ، بی صبرانه درانتظار تکذیبیه ی جدید و چندپهلوی بنیاد باران، تأیید و تکذیب آشفته صادق خرازی، تئوریزه کردن به منظور عاری از اشکال نشان دادن اینگونه همنشینی ها  از سوی فاضل میبدی و سرانجام مظلوم نمایی جناب خاتمی و متهم کردن دیگران می باشد!

 

در این فیلم 5/7 دقیقه ای، خاتمی به گونه ای زننده و بدون هیچ فاصله ای، دوشادوش یک  دختر گزارشگر ایتالیایی نشسته و به پرسشهایی درباره طرح گفتگوی تمدنها و اصلاحات پاسخ می دهد.

 

فیلم را از این آدرس ببینید. http://youtube.com/watch?v=e_Q4Ks62FwU&mode=related&search

پیش از این، انتشار فیلم 5/6 دقیقه ای از خاتمی که به سفر وی به ایتالیا بازمی گشت و وی را درحال دست دادن با تعدادی زن و دختر ایتالیایی نشان می داد، با تأخیری یک هفته ای، از سوی وی تکذیب شد. پس از آنکه تلاش گسترده دفتر خاتمی، صادق خرازی، ابطحی، فاضل میبدی و روزنامه هم میهن برای کاستن از قبح این اقدام زشت یک ملبس به لباس روحانیت ناکام ماند، خاتمی شخصاً لب به سخن گشود و در جلسه بنیاد باران، تأکید کرد که با هیچ زنی مصافحه نکرده است و تصاویر منتسب به وی واقعیت ندارد! 

خاتمی در حالی به تکذیب این فیلم پرداخت که فیلمبردار ایتالیایی این تصاویر،در آخرین پستی که بر روی وبلاگش منتشر کرد، نوشت که این تصاویر را شخصا ضبط کرده و نه تنها در این فیلم مونتاژی صورت نپذیرفته بلکه وی به زودی تصاویر جدیدی از سفر خاتمی به کشورش و ملاقاتهای دیگر وی در این سفر را بر روی وب منتشر خواهد نمود.

خاتمی به کمک چند روزنامه زنجیره ای در حرکتی هماهنگ، کوشید از آب گل آلود انتشار این تصاویر به نفع خود ماهی گرفته و با مظلوم نمایی، این اقدام را تلاشی از سوی جریان مقابل که «چشم دیدن وی را ندارد» معرفی کند . اگرچه او بزرگوارانه! خاطر نشان می سازد: «قدرتمندان و کسانی که می‌خواهند در قدرت بمانند، بدانند که من خطاب به خیلی‌ها اعلام کرده‌ام عطای قدرت رسمی را به لقای آن بخشیده‌ام تا قدرتمندان احساس نکنند مزاحمشان هستم... من جا را برای کسی تنگ نمی‌کنم اما انتظار داریم آنها نیز جا را برای ما تنگ نکنند. اجازه بدهند مردم انتخاب کنند. جای هر کس را ملت تعیین می‌کند، اما باید امکان انتخاب نیز داشته باشد.» 

اظهارات متناقض اطرافیان خاتمی و سپس تکذیب وی درباره واقعی بودن تصاویر منتشره در حالی مطرح می شود که مشخص نیست در صورت غیرواقعی بودن تصاویر، چرا تصاویر اصلی از سوی خاتمی منتشر نمی شود؟ 

به هر ترتیب پس از انتشار این تصاویر که گویا(!) منافی عفت و حیای یک مسلمان بوده و سر زدن آن از یک ملبس به لباس روحانیت سابقاً مسئول در جمهوری اسلامی موجب تأسف شدید و مایه کسر آبرو در میان مسلمانان جهان است، نه تنها انتظار توبه، به درگاه الهی و عذرخواهی از پیشگاه ملت ایران، توقعی بیهوده و عبث است بلکه پیش بینی می شود، خاتمی و اطرافیان وی به همراه طیف گسترده روزنامه های زنجیره ای همراه، این بار برای توجیه  تصویر زننده همنشینی خاتمی با این زن گزارشگر،وی را  نفوذی اصولگرایان در ایتالیا معرفی نمایند!  

گفتنی است حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله امروز این روزنامه، خاتمی را مصداق گناهکاری دانست که به جای عذر آوردن به پیشگاه مردم، طلبکار شده و قصد دارد، گناه خود را با ایجاد توهم توطئه جریان رقیب توجیه کند.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12030

باز دیدکنندگان محترم !

اگر گوش شیطان کر زبانم قطع شود  دوره بعدی آقای خاتمی بشود رئیس جمهور

من یکی در ایران نمی مانم و به سمت قاره منحوس آمریکا سینه خیز فرار می کنم

اگر هم شده باشه در بین راه  با کوسه های آتلانتیس دست و پنجه نرم می کنم و ... به ساحل می رسم! بهتر است از اینجا ماندن!

حداقل می دانم مغرب زمین کافرن و سرشتشان با نجسات آمیخته گشته جدی هم ندارن که روز قیامت کمرشان را طوری بزند که اگر ترازو بزاری وزنش مساوی باشد  امان از اسلام نما

امان از منافقین!


 

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | موضوع:
 

 
*به نام خداوند بخشنده مهربان*
 
اگه خدا بخواد دیگه این آخرین باری است ایران را به مقصدآمریکا ترک می کنم 
ولی برخی ها عشقه مغرب زمین زدشون زمین
 
 توی سفری که برای تحصیل نه برای آبرو ریزی رفتم... شاید جالبترین خاطره از این سفر این باشه که وقتی رفته بودم کاخ سفید را ببینم می دونستم که بعد از فاجعه یازده سپتامبر، افراد ایرانی اجازه ندارن برن داخل کاخ... ولی دیدم یه سری آدم که قیافه شون هم به توریست ها می خوره دارن وارد محوطه کاخ می شن ... از مسئولش که پرسیدم گفت: اینا سه ماه پیش از طریق سفارتشون وقت گرفتن که برن زیارت منزل آقای رئیس جمهور... حالا بماند چه کسانی بودند!  اینه!!! و دیگه فکر کنم لازم نباشه که بگم؟؟  قدم به قدم این شهر پلیس مسلح ایستاده بود... زندگی کردن اونجا حس اسارت میده به آدم

The White House


United States Capitol, Congress of theUnited States

Abraham Lincoln Memorial

The Pentagon


سفر به آمریکا  در سال ۱۹۹۳ مطابق با سال ۱۳۷۲



این هم از نیویورک...شهر بزرگ و کم جمبه... البته به نظر من نه اونجور که ازش تعریف میکنن ولی یه جورایی کثفات ترین شهر روی زمین بود ... شلوغ، پر از آدمهای عجیب غریب، همه دارن می دوند که یهو از زندگی عقب نمونن... برخی براین باورن هیبتی داشت برای خودش... قلب اقتصادی دنیا هم که هست.... ولی بنده می گویم بدبختی و آورگیی داشتن برای خودشون! متین و فرشاد را هم بعد از تقریبا 6 سال دیدم...  هم کلی حال کردم که تنها نیستم.



قابل توجه کسانی که تا اسمه منحوس آمریکا میاد آب از لب و لوچه شان سرازیر می شود آنها حاضر هستن با سگ و گربه زندگی کنن ولی با هم ازدواج و پیمان همسری نبندن عاقبت        لا مذهبی و بی دینی همین است.



اطلاعات کلی

مجسمه آزادی مجسمه‌ای است که در جزیره ای نزدیک نیویورک به منظور خوش‌آمدگویی به تازه‌واردان به آمریکا در ۲۸ اکتبر ۱۸۸۶ ساخته شده‌است. این مجسمه معروف ارتفاع آن ۲۳ متر و وزن آن ۲۵۵ تن است و ۱۶۰ پله دارد.این مجسمه در اصل هدیه‌ای بود از طرف فرانسه به ایالات متحده آمریکا به منظور صدمین سالگرد استقلال آمریکا
 
کی می شود تکه پاره این مجسمه را مشاهده کنیم؟
 

یه سری عکس
این شهر رینو (نوادا) است از نظر فساد بیداد می کند

Times Square


Empire State Building


این هم شهر منهتن است
View of Manhatan from top of Empire State Building

 


سازمان ملل متحد

United Nations (UN)

 

خوانندگان عزیز !

در ایالات متحده زندگی بسیار سخت است امنیت به زور تفنگ و اصلحه گرم برقرار می شود مردمش جانی و خونخار هستن موقعی که من در آنجا بودم روزنامه ای داشتم مطالعه می کردم که در فلوریدا شخصی خودکشی کرده بود و در وصیت نامه اش نوشته شده بود:
 
من هر لذتی را در زندگی شخصی ام تجربه کردم فقط لذت خودکشی با هواپیما را درک نکردم بودم که تا ساعتی بعد میکنم برید به جهنم!
 ویا شخصی بخاطر اختلاف نظر با همسرش که چرا غذای مورد علاقه مرا که گوشتی است  طبخ نکردی او را تکه تکه و ۶۰۰ گرم از گوشت جنازه همسرش را تناول فرموده و خودش نیز به پلیس زنگ زده و موضوع را گزارش کرده!

June 23, 200۷

سفر به شیکاگو


اینم از شیکاگو، شهری در ایالت ایلینوی امریکا با حدود سه ملیون نفر جمعیت ...سومین شهر بزرگ آمریکا بعد از نیویورک و لوس آنجلس می باشد... مرکز شهرش پُره از آسمان خراش های بلند...خلاقیت بی نظیری که توسط معمارهای ایرانی  توی معماری دارن...هر کدوم از اين آسمان خراش ها شكل و نام خودش را داره و جالب اینکه عدم شباهت آنها آشفتگی ایجاد نکرده
ننگ بر خائنان وطن فروسی نظیر شما که برای کفار کار می کنید

 

اطلاعات کلی

معماری شهر شیکاگو در نوع خود بی نظیر است. آتش سوزی بزرگ شیکاگو در سال 1871 که باعث مرگ صدها انسان و از بین رفتن چند صد کیلومتر مربع از ساختمان ها و بناهای شهر شد را، از دیدگاه معماری و اقتصادی می توان یکی از بهترین اتفاقات رخ داده در تاریخ شهر شیکاگو دانست. مانند آتش سوزی در جنگل که درخت های کهنه، قدیمی و پوسیده را می سوزاند تا نهال ها و درخت های جوان تر رشد کنند، این آتش سوزی نیز ساختمان ها و خیابان های قدیمی شهر شیکاگو را که بدون هیچ گونه اصول مهندسی و معماری ساخته شده بودند، از بین برد

معماران برجسته و بزرگی هم چون سعید پورکیانی ، پس از آن به شیکاگو آمدند تا در بازسازی این شهر سهمی داشته باشند. ساختمان های اداری با معماری نئو کلاسیک و اولین آسمان خراش ها در شیکاگو ساخته شدند. از آن زمان بود که شیکاگو و نیویورک برای ساختن بلندترین ساختمان آمریکا با یکدیگر به رقابت پرداختند و در نهایت شیکاگو با ساخت برج سیرز در قسمت مرکزی شهر، به عنوان مرتفع ترین برج آمریکا، مقام اول را به دست آورد و عمارت مشهور امپایر استیت در منهاتان نیویورک در رتبه دوم قرار گرفت


پیشرفت بدون خدا چه فایده ایی دارد ؟
آخر همانند درندگان به هم می پرند و هم دیگر  را می درن

منظره شهر از طبقه 103 برج سیرز


پارک هزاره، درست در قلب قسمت مرکزی شهر شیکاگو، آخرین  معماری این شهر به شمار می رود. این پارک که با مساحتی بالغ بر 25 اکر در کنار دریاچه میشیگان قرار دارد، در سال 2004 افتتاح شد. شبکه های فلزی به کار رفته در بنای این پارک، آن را شبیه به نوعی خرچنگ بدون لاک نموده است




بی حیایی را به حد اعلای خود رسانده اند تنها چیزی که مردمش تفلظ آن را بلد نیستن حیا است
 
لیست دختران دبستانی حامله در آمریکا بیان گر این موضوع است
هچی کس ار وضعیت آن جا راضی نیست بیش از ۴۰ ملیون نفر در فقر زندگی می کنن و قسمتهای جنوبی شهر با چادرهای کوهی زندگی می کنن زنا و فحشا بیماری های گوناگون در آنجا بسیار یافت می شود
 
در تمام مدتی که آنجا بودم رنگ نگرفتم بی نماز نشدم تیپ قیافه ام همان بود که در تهران و روستایمان بود ولی برای متاسفم !!
متاسفم که انسانیت خود را هم بالا آورده اند چه رسد به اسلام وقتی قبول ندارد که من انسان هتسم و با حیوان فرق می کند چطور می تواند باورهای دینی را در خود جای دهد و خود را مسلمان بنامد؟
اگر غلط املایی دارد می بخشید زیرا سریع و با عجله تایپ شده و وقت کاری را نداشتم

 
|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | موضوع:
آقا خاتمی ما اصلاحات شما را نمی خواهیم  
 

این تمثالی که مشاهده می کنید مربوط است به حجت الشیطان و المنافقین خاتمی دامت افتضاح

او در سفر خود به آمریکا و مذاکره با آنان وتعیین موضع سیاسی خود کارتر را فردی منطقی معرفی کرده است!!

خوانندگان محترم ! میخی که رضاخان علیه اللعنه ۱۰۰ سال پیش مبنی بر بی حجابی و فرهنگ نجس غربی در ایران کوبید او این میخ قدیمی و زنگ زده را محکم تر و استوار تر ساخت علی رغم اختلاف نظر های زیادی که با هم دوره ایی خودم مدیر وبلاگ دارم ولی در این موضوع با او هم عقیده هستم .

 

اشتراک و تفاوت عملکرد خاتمی و رضاخان

رضا خان مردی بی سواد  قلدر و زور گویی بود و با زرنگی شاه شد و علنن کلنگ بر می داشت و بر ریشه اسلام می زد

ولی او در لباس روحانی خود را به اسلام و اصلاحات می چسباند و :

 

چقدر روی این سینما را زیاد کرد چقدر فیلم های مستهجن در زمان وری ساخته و اکران شد

الان روی مردم زیاد شده و تا می گویی حجاب می گویند سلب آرامش می کند؟ پس دموکراسی چه می شود آیییییییی حقوق بشر به دادمان برسید می خواهند تبعیض جنسیتی قائل شوند !!

همانند هارون الرشید و فرزند کثیفش مامون، هارون فردی قلدر و بی سواد ولی مامون با سواد و با  سیاست در ظاهر داعی اسلام بود ولی در خفا تیشه به ریشه اسلام می زد!

 

 

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | موضوع:
 
 

 

آقای خاتمی به ایتالیا رفت و جز سوغاتی که ریختن آبروی ریخته خودش چیزی سوغات نیاورد

عکس و فیلم ایتالیا موجود است و همچنین چند عکس آرشیوی هم در زیر است

 

 

آقایون محترم چرا شما ها انقدر بد چشم و بد نظرید حتما حتما مونتاژه

گیری کردیما؟

 

برای نمایش عکسها کلیک راست بر روی عکسها کنید و گزینه ششم را از

 show pictures  بالا بزنید

 

 

خاتمي - khatami

بله این هم ایتالیا و .....

 

خاتمي - khatami

این دو فیلم رو حتما ببینید

<فایلها را با برنامه WINRAR باز کنید>

اگه می خوای فیلم این چند لحظه رو ببینی (خاتمی در ایتالیا) اینجا کلیک کن

راستی تا یادم نرفته این که یه فیلمی هم دستم رسید از بزرگداشت دوم خرداد که آقای خاتمی در حال خوش و بش کردن با یه دختر و دست زدن به سر و صورت این دختر می کشید می تونید برای دانلود اینجا کلیک کنید

راستی فیلم آقای خاتمی در جشنواره ۴۰ چراغ هم یکی از دوستان لینک داده بود که خاتمی دست روی شانه یک دختر می زنه و صدای همه بلند میشه

فیلم رو از اینجا دانلود کنید (به صورت 3gp براي موبايل) حجم 500 كيلوبايت

 خاتمي - khatami

 

خاتمي - khatami

آقای خاتمی درسته این دخترته ولی اون  پشتی رو نگاه کن

خاتمي - khatami

اینم عکسی از آقای خاتمی قبل از ریاست جمهوری در ایتالیا

 

اگه یادتون باشه یه مدت پیش در روز معلم آقای احمدی نژاد دست معلم پیر خودشو که دستکش هم دستش بود رو بوسید از فردای اون روز تمام روزنامه های منتقد دولت نوشتند آقای احمدی نژاد چرا این کار رو کرده نباید به نامحرم دست میزد و ...

احمدي نژاد - ahmadinejad

 

ولی شاید اونا این عکس آقای احمدی نژاد رو در یکی از سفرهای خارجی رو ندیدن

احمدي نژاد - ahmadinejad

این ۲ فیلم را حتما ببینید

 <فایلها را با برنامه WINRAR باز کنید>

۱- فیلم آتش زدن عکس آقای احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر رو می تونین

 از اینجا دانلود کنید

احمدي نژاد - ahmadinejad

۲- در این فیلم بعضی ار ناشنیده ها و نادیدهای آقای احمدی نژاد رو می تونید بشنوید و هم ببینید - لطفا بعد از دیدن فیلم آن را حذف کنید-فیلم را از اینجا دانلود کنید

|+| نوشته شده نگارش شده توسط مهیار زندی فر کیوی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 | موضوع:
بالا